جنگ های پیامبر
بعد از آنكه حكومت اسلامي در مدينه بنا نهاده شد رسول گرامي اسلام بايد چاره اي براي مشكلات داخلي و خارجي مي انديشيدند، و نيز مي بايد در صدد سر و سامان دادن امور برمي آمدند.
بعد از آنكه حكومت اسلامي در مدينه بنا نهاده شد رسول گرامي اسلام بايد چاره اي براي مشكلات داخلي و خارجي مي انديشيدند، و نيز مي بايد در صدد سر و سامان دادن امور برمي آمدند.
بايد دانست كه چون حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم لشكرى را به حرب مى گماشت و خود آن حضرت با آن لشكر بود آن را (غزوه) گويند و اگر آن حضرت با ايشان نبود آن را بعث و (سَرِيّه) گويند و سَريّه (به فتح سين مهمله و كسر راء و تشديد ياء تحتانيّه شيخ عباس قمى رحمه اللّه) طايفه اى از جيش را گويند كه فرستاده شود براى دشمن، اَقَلّش نُه نفر است و نهايتش چهارصد و بعضى گفته اند كه (سَرِيّه) از صد است تا پانصد و زيادتر را (منس) گويند واگر از هشتصد زيادتر شد (جيش) گويند و اگر از چهارهزار زيادتر شد (حجفلْ) (به تقديم حاء بر جيم بر وزن جَعْفَر است. شيخ عباس قمى رحمه اللّه) گويند و در عدد غزوات آن حضرت اختلاف است از نوزده تا بيست و هفت گفته اند لكن قتال در نُه غزوه واقع شده.
پس از هجرت پيامبر به مدينه و تشكيل حكومت در اين شهر و بر اثر شماتتهاي دشمنان آن حضرت جهت از بين بردن اسلام، در سال دوم حكم قتال با مشركين از جانب خدا نازل شد و حضرت رسول صلوات الله عليه موظف به جنگ با كفار گرديد تا مانع از تعرض دشمنان به حيطه مسلمين و از بين بردن اسلام گردد.
در اين قسمت، جنگهاي پيامبر صلوات الله عليه به تفكيك سالهايي كه جنگها در آن واقع شده آورده شده است.
در ذيل نيز بعضي از مفاهيمي كه در اين خصوص قابل طرح است بيان مي گردد.
چهارم بِلالِ بْنِ رِياح مؤذّن حضرت رسول صلي اللّه عليه و آله و سلّم، مادرش جُمانَة، كُنْيَتش ابو عبداللّه و ابوعمر و از سابقين در اسلام است و در بدر و اُحُد و خندق و ساير مشاهد با حضرت رسول صلي اللّه عليه و آله و سلّم بوده و نقل شده كه (شين) را (سين) مي گفت و در روايت است كه (سين) بلال نزد حق تعالي (شين) است.
سوم ابومعبد مقداد بن الاسود است، اسم پدرش عمرو بَهْرائي است و چون اسود بن عبديغوث او را تبنّي نموده معروف به مقداد بن الاسود شده است. آن بزرگوار قديم الا سلام و از خواصّ اصحاب سيّد اَنام و يكي از اركان اربعه و بسيار عظيم القدر و شريف المنزله است، دينداري و شجاعت او از آن افزون است كه به تحرير آيد سُنّي و شيعه در فضيلت و جلالت او همداستانند. از حضرت رسول صلي اللّه عليه و آله و سلّم روايت كرده اند كه فرمود خداوند تعالي مرا به محبّت چهار تن امر فرموده و فرموده كه ايشان را دوست بدارم، گفتند ايشان كيستند؟ فرمود علي عليه السّلام و مقداد و سلمان و ابوذر رضوان اللّه عليهم اجمعين...
دوم اَبُوذَر رضي اللّه عنه است، اسم آن جناب جُندب بن جُناده (به جيمين مضمومتين و دالين مهملتين) از قبيله بني غفار است و آن جناب يكي از اركان اربعه و سوم كس و به قولي چهارم يا پنجم كس است كه اسلام آورد (الاستيعاب ابن عبدالبرّ 1/252، تحقيق البجاوي) و بعد از مسلماني به اراضي خود شد و در جنگ بدْر و اُحد و خندق حاضر نبود آنگاه به خدمت حضرت رسول خداي صلي اللّه عليه و آله و سلّم شتافت و ملازمت خدمت داشت و مكانت او در نزد رسول خداي صلي اللّه عليه و آله و سلّم زياده از آن است كه ذكر شود و حضرت در حق او فراوان فرمايش كرده و او را (صِدّيقُ امّت) (بحارالانوار 22/405) و (شبيه عيسي بن مريم) (عين الحياة علامه مجلسي 1/13، چاپ دارالاعتصام) در زهد گرفته و در حق او حديث مشهور (ما اَظَلَّتِ الخَضْراء الخ) فرموده. (شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد 8/259، سُنن ترمذي حديث 3827)...
اوّل سلمان محمدي است رضوان اللّه عليه (امام صادق عليه السلام فرمود به او سلمان فارسي نگوئيد بلكه بگوئيد سلمان محمدي. . . ر. ك امالي شيخ طوسي ص 133، مجلس پنجم، حديث 214)، كه اوّل اركان اربعه و مخصوص به شرافت (سَلْمانُ منَّا اَهْلَ الْبَيْتِ) (اختصاص ص 12) و منخرط در سلك اهل بيت نبوّت و عصمت است و در فضيلت او، جناب رسول خدا صلي اللّه عليه و آله و سلّم فرموده
سلْمانُ بحرٌ لاينزَفٌ وَكنز لاينفَدُ، سلمانُ مِنّا اَهْلَ الْبَيْتِ يَمْنَحُ الْحِكمَةَ وَيُؤتي الْبُرهانَ. (بحارالانوار 22/348)...