سیره ی اخلاقی رفتاری حضرت محمد (ص)
محمد (ص) دربین مردم
پیامبرما مقام شکوهمند رسالت وسرپرستی داشت ولی زندگی ومعاشرت اودراجتماع آن چنان ساده وبی پیرایه بود که اگردرمیان جمعی می نشست ، نا شناس مجبوربود بپرسد : «کدامیک از شما محمد (ص) است ؟»
دنیا اورا مغرورنکرد وگرفتار تجمل وفریفته ی ظاهر فریبای آن نگشت بلکه با چشمی عفیف وپرهیزگاربه آن می نگریست . پیامبراسلام با جملات کوتاه پرمعنی سخن می گفت وهیچ گاه سخن دیگری را قطع نمی کرد ، هنگام سخن گفتن ترشرو نبود وکلمات ناهنجاروخشن به کارنمی برد ، آن گاه که درمقابل مخاطب قرارمی گرفت به رسم جباران به گوشه ی چشم نگاه نمی کرد ، هرگاه به مجلسی وارد می شد دراولین جای خالی می نشست ومقید نبود که برفرازمجلس بنشیند ، اجازه نمی داد کسی پیش پایش بایستد ولی نسبت به همه احترام می کرد ،البته پرهیزگاران درنظراواحترام بیشتری داشتند .
محمد (ص) تنها به خاطرخدا ودین اسلام غضب می کرد ونیزبه همان جهت خشنود می شد. هنگامی که سواربود اجازه نمی داد کسی با اوپیاده راه برود اگرمایل بود با خودش سوارمی کرد واگرنه، درمحل معینی قرارملاقات را می گذاشت وخودش تنها می رفت . درمسافرت های دسته جمعی به سهم خود کارمی کرد وهیچ گاه سرباردیگران نبود.
پیامبر(ص) فرمود :« دوست ندارم که امتیازی بین من وشما باشد زیرا خداوند دوست ندارد که بنده اش را جدا وممتازازدیگران ببیند وبرخاست وهیزم جمع آوری کرد. به پیمان خود وفاداربود. صله ی رحم می کرد وهرگزازدیگران حمایت نمی کرد. به کسی اجازه نمی داد ضد دیگری سخن بگوید ومی فرمود : « دوست دارم با مردم با قلبی سالم معاشرت داشته باشم . » درحیا وشرم حضوربی مانند بود وخیلی پرحوصله ،پایدار، وبا حلم وگذشت بود.
انس بن مالک که خادم آن حضرت بود می گوید :
«برای افطاروسحری رسول خدا (ص) شیرفراهم می کردم ، یک شب پیامبردیربه خانه آمد من فکرکردم آن حضرت به مهمانی رفته وافطارکرده است شیرراخوردم ،چیزی نگذشت آن حضرت آمد ازهمراهان اوپرسیدم پیامبرافطارکرده است ؟گفتند : نه. وقتی آن حضرت اطلاع پیدا کردند به روی مبارک خود نیاورد وبا خوشرویی وگرسنگی شب را به روزرساند وهمچنین روزه را گرفت. »
پیامبر(ص) به عبادت ونمازعلاقه ی زیادی داشت ولی موقعی که مردم با اوکارداشتند نمازرا کوتاه می کرد وبه کارآنان می رسید ودربرآوردن حاجت های مردم ازچیزی دریغ نداشت. همه را احترام می کرد و بزرگواری را به ایمان وعمل می دانست ونظری به ثروت وجاه ومقام نداشت. با بردگان مهربانی می کرد ودراصلاح کارآنان می کوشید.
گذشت وبزرگواری محمد (ص)
هرگاه به شخص اوبی احترامی می شد درصدد انتقام برنمی آمد وازخطا وبدرفتاری دیگران چشم پوشی می کرد ودرمقابل آزارواذیت های آنان عفووگذشت وبزرگواری ازخود نشان می داد. با آن همه آزارواذیتی که قریش به رسول خدا (ص) کرده بودند هنگامی که مکه را فتح کرد ، آنها را بخشید وآزاد ساخت.
درجنگ احد شخصی به نام «وحشی » عموی پیامبر«حمزه » را کشت ولی پیامبراسلام اورا مورد عفووبخشش خود قرارداد وازگناه اوگذشت وهمچنین از«ابوسفیان » و«هند » با آن همه آزارها که به پیامبررسانده بودند مورد عفووگذشت خود قرارداد ودرصدد انتقام برنیامد.اما با بسیاری عفووگذشتی که داشت هنگامی که به حریم دین تجاوزمی شد نرمش نشان نمی داد وحکم خدا را جاری می ساخت وبه وساطت کسی اعتنا نمی کرد.
موقعی که شنید فاطمه مخزومیه دزدی کرده است به وساطت اسامة بن زید گوش نکرد فرمود :«هلاکت وانقراض اقوام پیش به این علت بوده که قانون حد را براشراف جاری نمی کردند. سوگند به کسی که جانم در اختیاراوست اگرفاطمه دخترمحمد (ص) چنین کاری را می کرد دستش را قطع می کردم. »
نظافت وپاکیزگی محمد (ص)
پیامبرعزیزاسلام عطررا زیاد دوست داشت وبرای خریدن آن بیشترازغذا خرج می کرد ازهرراهی که عبورمی کرد بوی خوش عطرش می وزید وبعدأ هرکس ازآن راه می گذشت می فهمید که پیامبر(ص) ازآن راه گذشته است. زیاد مسواک می زد وپیش ازغذا وبعد ازآن دست های خود رامی شست. به هنگام بیرون آمدن ازمنزل درآینه یا آب نگاه می کرد وبا سرووضعی مرتب ازخانه بیرون می آمد.
عبادت وپارسایی محمد (ص)
پیامبراسلام به نمازخواندن علاقه ی فراوانی داشت ودردل شب ها چندین باربرمی خاست ومسواک می زد ونمازمی گذارد وبا خدای خود رازونیازمی کرد به طوریکه دراثرزیاد ایستادن درعبادت پاهایش متورم شده بود.
ایشان ازنگاه به آسمان وزمین وخورشید وهمه ی جهان عبرت می گرفت وبیشتربه عظمت آفریننده ی آن ها توجه می کرد وبه قدری پارسا بود که هیچ وقت شیفته ی مظاهرزودگذردنیا نگردید.
محمد (ص) درتمام صفات اخلاقی نمونه بود شیوه واخلاق پاک اورا نمی توان درضمن یک مقاله ی کوتاه به آخررسانید همه ی انسان ها و خصوصأ مسلمانان باید کردارورفتارآن حضرت را الگووسرمشق خود درزندگی قراربدهند وبرنامه ی زندگی واخلاق صحیح اورا بیاموزند دراین صورت است که می توانند زندگی موفق وساده ای داشته باشند همانطورکه درقرآن مجید آمده است :« لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنة :اخلاق ورفتاررسول خدا برشما سرمشقی ست نیکو. »
سلام ودرود خدا براوباد که برترین بود وبهترین
دیگرخصایل مبارک محمد (ص)
یکی ازخصوصیات مبارک ومهم محمد (ص) صداقت وراستگویی اوبود که هیچ گاه چیزی را ازمسلمانان پنهان نمی کرد وهرچه را که مصلحت می دانست به مردم می گفت. دیگرامانتداری اوبود که ازجوانی ازخصوصیات اوبه شمارمی رفت تا آنجا که وی را «محمد امین » لقب دادند .پیامبر(ص) علاوه برآنکه رهبرروحانی مسلمانان بود رهبری سیاسی آنان را نیزبرعهده داشت وبا وجود آنکه پیامبر بزرگ وبرگزیده ی خداوند بود هیچ گاه دچارکبروغرورنشد وسادگی خویش را تا پایان عمرحفظ فرمود.
اوهمچون انسان عادی زندگی می کرد وهیچ وقت مزیت وبرتری برای خود قائل نشد وبرای خانواده اش چیزی را اختصاص نداد. تا جاییکه شهرت یافت وپیام های وحی را دریافت فرمود فهمید که پیامبران ازخود ارثی برجای نمی گذارند. حتی درقرآن کریم آمده است : « انا بشر مثلکم : من انسانی مثل شما هستم .» ودربرابرکسانی که می خواستند اورا ازسایر مسلمانان جدا کنند وبرایش شخصیتی پنهانی ایجاد نمایند به شدت ایستادگی کرد وخود را ازسایرمسلمین جدا نفرمود ودرچندین نبرد با مسلمانان همراه شد وبا دشمنان اسلام جنگید. تا جاییکه درجنگ احد تا پای مرگ پیش رفت ودندان مبارکش آسیب دید وصورت روحانی اش زخم برداشت. اعمال ورفتارمحمد (ص) بیشترجنبه ی معنوی داشت حتی تعداد ازدواج هایی که کرده بود هیچ گاه جسمانی نبود. اوقریب به بیست وپنج سال یعنی سال های جوانی اش را با حضرت خدیجه (س) سپری کرد که چندین سال ازاوبزرگتربود ودراین مدت ازدواج های مجددی نفرمود.
پس چگونه ممکن است که سایرازدواج هایش آن هم درسال های پایانی عمرودوران کهولت به خاطرشهوت رانی وتمایلات جنسی بوده باشد. علاوه برآن اکثرزنانی که پیامبرگرفت قبلأ ازدواج کرده وبه قولی بیوه بودند مگرعایشه دخترابوبکرکه درهنگام ازدواج با پیامبر(ص) سن وسالی نداشت وکودکی بیش نبود. بسیاری اززنان پیامبر(ص) بهارجوانی خود را پشت سرگذاشته بودند وطراوت وشادابی وزیبایی خاصی نداشتند تا توجه مردان را جلب نماید.
نام مبارک حضرت درسوره ی آل عمران که مورخان آن را مربوط به جمگ احد وشایعه ی مرگ پیامبر(ص) میدانند آمده است : محمد (ص) یکی ازپیامبران الهی است پیامبری که قبل ازاوپیامبرانی آمده بودند وازدنیا رفته اند پس اگرمحمد (ص) نیزهمچون آن ها بمیرد ویا کشته شود شما باید ازعقیده ی خود دست بردارید ودین خدا را فراموش کنید!
نصایح محمد (ص) راجع به عقل
پیامبر(ص) فرمود :«درمعاملات خویش جانب انصاف را رعایت کنید وسختگیری ننمایید وانعطاف پذیرباشید تا سود آن به طرفین برسد. »
هیچ گاه حضرت محمد (ص) به ظاهرانسان ها درزهد وعبادت اکتفا نمی کرد زیرا که :
ای بسا ابلیس آدم روهست پس به هردستی نباید داد دست
بلکه ملاک سنجش آن ها را خرد ودانش آن ها می دانست ومی فرمود :
«مردم را نسبت به علم ودانش آن ها بسنجید وبه آن ها احترام بگذارید.»
استواری انسان به عقل ودانایی اوست وکسی که عقل ندارد ، هرچند واجبات دینی را به جای آورد کافراست ،کسی که عقل ندارد دین هم ندارد. هرچیزی پایه واساسی دارد وپایه واساس مؤمن واقعی عقل اوست. پیامبر(ص) فرمود :«میزان برتری مردم دردنیا عقل آنهاست.»
ازپیامبر(ص) پرسیدند :آیا عمل مؤمن دردنیا میزان داوری پروردگار نمی باشد ؟ پیامبر(ص) فرمود :« دقیقأ همین است چون که هرکسی هرعملی که انجام می دهد با توجه به عقل خود می کند وهمین امر ملاک داوری خداوند درروزجزاست.»
با روشی نکوهیده درسرایی ناپسند
درآن موقع که پرچم عالی اسلام با دست پیشوای محبوب ما محمد (ص) درریگزارحجازبرافراشته شد ومکتب عشق وعفت ومساوات وعدالت دراین سرای تفتیده به روی قومی خشن وآدمخواه گشوده گردید که مردم آن یکتاپرست ونیکومنش نبودند ودربرابرمجسمه هایی که ساخته شده از سنگ وچوب بودند زانومی زدند ومخلوق خویش را پرستش می کردند ، محمد (ص) درمیان آن ها درخشید و آن ها را به یکتاپرستی دعوت نمود. الا ! ای قوم عرب درآن روزگارشما ازهمه ی ملت های جهان فروترمی زیستید وبا دشوارترین راه ها امرارمعاش می کردید. درخلال سنگریزه ها وصخره ها شترمی راندید ودرخمیدگی دره هایی بی آب وعلف با کفی نان جوین وجرعه ای آب تیره رنگ وناگوارا گوسفندانی چند را ازاین سوی به آن سوی می راندید باشد که آن شکم های فرورفته را از مشتی گیاه خورشید بیانبارید وآن اندام لاغررا اندکی به توش وتوان درآورید وفقط بت را که نه زبانی گویا ونه چشمی بینا داشت می پرستیدید وازپای تا به سردرگرداب گناه وخیره سری غرق بودید ، خورشید اسلام با اینکه درفجرطلوع خود فروغی کمرنگ وضعیف داشت معجزه آسا برجان شما بتابید ، تیرگیهای دیرین را برطرف ساخت وروشنایی صفا ومحبت را درقلب ها ومغزها برافروخت ، پراکندگیها به هم پیوست وبه جای اختلافات قومی وحدت کلمه ومرام ومسلک استقرار یافت.
روزگاری بدین منوال سپری شد وپیامبرگرامی اسلام آن چنان که پاک ازآسمان فرود آمده بود همچنان پاک به آسمان ها پروازکرد وبه خدای خود بازگشت.
برروح پاک وتوانای محمد آفرین باد که برآسمان فضائل درخشیدن گرفت وآثارانبیاء گذشته را درپرتو خیره کننده ی خود پنهان ومحو ساخت. محمد (ص) با تعلیمات مقدس وقرآن مجید خویش دروحشتکده ی حجاز بهشت عشق وآشنایی به وجود آورد وآن ریگزارسوزان وتفتیده را به نام بزرگترین وعالیترین مدارس فضیلت وعلم به جهان معرفی نمود.
محمد (ص) به دنبال تمام پیامبران به دنیا آمد وپیشاپیش همه ی پیامبران قرارگرفت وفرمان مهتری وبرتری خویش را با دست خداوندی به امضا رسانید .
محمد (ص) را پدری نجیب وشجاع پدید آورد ومادری مهربان شیر نوشانید. کودکی که درآغاززندگی ازنعمت دیدارپدرونوازش مادر محروم مانده بود درمکتب طبیعت درس زندگی خوانده ، عمری را به چوپانی و بازرگانی گذرانید وعرب را با آن خیره سری وبدخویی درمقابل شخصیت خود به زانودرآورده ازجانب ملکوت اعلی دستور یافت که با تن تنها برخیزد ویکتاپرستی را بردنیای بت پرستی و خودخواه تلقین فرماید.
محمد (ص) چنین کرد وچنان پیروزشد که گمراهان راه جستند ودرندگان خوی آدمی گرفتند ودیوصفتان خصال فرشتگان یافتند.
محمد (ص) حق رسالت را ادا کرد ووظیفه ی سنگین وطاقت فرسای خود را به پایان رسانید وسرانجام پیروان خود را به قرآن وقرآن رابه خدای بزرگ سپرد ورخت ازاین جهان به آن جهان کشید.
سلام ودرود خدا براوباد
الهی! بهترین وپاکترین درود خود را به همراه برکت های آسمان ورحمت های ملکوت برجان مقدس محمد (ص) فروفرست ونام وی را چندین بار بیش ازآنچه باشد بلند وگرامی بدار.
خداوندا! محمد (ص) برای توبنده ای پرهیزگاروروشندل بود. تورا به راستی پرستش کرد ومردم را به درستی فرا خواند. محمد (ص) واپسین فرستادگان آسمان وبزرگترین پیشوایان زمین باشد که مشکلات ناگشوده درزندگی بشربگشود وپرده ی فریب وتزویرازجمال دلارای حقیقت فروانداخت.
با منطق حق ، حق را آشکارساخت وبا نیروی ایمان وصمیمیت بنیان ناحق را درهم شکست وآوای گمراه کننده را خاموش ساخت وصدای نیک رأیی و نیکوکاری درمحیطی که جزتباهی وزشتی نظامی نداشت درانداخت آن چنان که ازسوی تو فرمان داشت فرمان برد وبه آنچه پسندیده وبرازنده بود فرمان داد.
خداوندا! بر قلب پاک وبزرگ محمد (ص) درود باد که جزرضای تونجست وجزخشنودی تونخواست ، یک دم ازرأی خود بازنمی گشت وهمیشه براراده ی خویش استواربود.
اسرارعشق تورا درسینه ی خویش نیکو نگاه می داشت وبه هنگام فرصت به رازداران صاحبدل حدیث عشق نیکو می گذاشت. پیمان تورا با ریشه ی جان ورشته ی قلب خویش آن چنان سخت درپیچیده بود که گذشت روزگاربا حوادث سنگین وسهمناک خود نتوانست درآن بستگی وپیوستگی شکست را وادارسازد.
خداوندا! برمحمد (ص) آفرین باد که ما را به دانش وفضیلت راهبری فرمود وبهشت عشق وعفت را به روی ما بگشود. محمد (ص) گنجورگنجینه ی اسرارتوبود واین گنج را نیکوپاس داشت وبه آشنایان توچندان که سزا باشد وسزاوارباشند نیکوواگذاشت.
خداوندا! به آنجا که عرش عالی مقام توپایگاه دارد محمد (ص) را نشین فرمای وتا آنجا که نیکویی ها وفضایل وسعت گیرد برجان وی درود بفرست.
الهی! چنین خواستی که وی پس ازهمه ی پیامبران پیام تورا آورد وبعد ازهزاران سخنگوی آسمانی سخنان توگوید ، پس قرآن وی را برکتاب های دیگربرتری بخش ومرام اورا برمرام های دیگران پیروزساز.
الهی! بگذاربه روزرستاخیزمحمد (ص) گواهی دهد وگواهی وی را به احترام دل راست پنداروزبان راستگویش بپذیر.
خداوندا! چنان کن که آیات قرآن ازحجت دیگران استوارتروازمنطق اصحاب استدلال مطمئن تروقوی تربماند.
ای پروردگار مهربان! برما بخشایش فرمای وخوشبختی دیدارمحمد (ص) را درآن سرای پاک به ما ارزانی دارتا درخوشی ها وخوشحالی های بهشت با وی شریک باشیم وازلذت های آسمانی کام دل برگیریم.
خداوندا! همی خواهیم که دراین جهان به زیرسایه ی پرچم محمد (ص) بسربریم ودرآن جهان با وی همسایه باشیم وازآن آسایش واطمینان که جان اورا نوازش می دهد بهره مند گردیم
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۱ ساعت 11:55 توسط سمیه نظری
|